امروز به تو 3 پند مي دهم که کامروا شوي. اول اينکه سعي کن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري! دوم اينکه در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي! و سوم اينکه در بهترين کاخها و خانه هاي جهان زندگي کني! پسر لقمان گفت اي پدر ما يک خانواده بسيار فقير هستيم چطور من مي توانم اين کارها را انجام دهم؟ لقمان جواب داد: اگر کمي دير تر و کمتر غذا بخوري هر غذايي که
ميخوري طعم بهترين غذاي جهان را مي دهد. اگر بيشتر کار کني و کمي ديرتر بخوابي در هر جا که خوابيده اي احساس مي کني بهترين خوابگاه جهان است. و اگر با مردم دوستي کني و در قلب آنها جاي گيري آن گاه بهترين خانه هاي جهان مال توست
به میهمانی خدا می رویم. قلبهایمان را بهتر از قبل لباس
تقوا بپوشانیم و بهترین خصلت خود را بعنوان سوغاتی در حریری بپیچیم و پیش
خدا هدیه بریم و وقتی به خانه اش رسیدیم شباهنگام روبرویش بنشینیم و فقط
نگاهش کنیم او خود از نگاهمان خواهد خواند.
مولای یا مولای...
درد فراق سخت است و ما نا شکیب. در
این ماه ما را درس شکیبایی بیاموز. درس شکر گذاری آموز. درس بندگی بیاموز
و چون آخر ماه شد، بقچه ای از رحمت و برکتت را آذوقه راهمان کن آنچنان که
سال آینده هم با تاج بندگی میهمان تو شویم...
سلام من نه عمری پشت شیشه چون عروسک بوده ام، نه که خفته بین پنبه ها و پولک بوده ه ام، من اگر سردار عشقم یا که پاک باخته ام، سر نوشتم رو با دستای خودم ساخته ام، قصه ها گذشته بر من تا بدونم کیستم، سر گذشتم هرچه بوده من پشیمون نیستم، گاهی سرشار از حقیقت ، گاهي مغلوب گناه، بنده اي هستم بعد از خدا بي سر پناه...