خدایا! دوست دارم از منظر تو ببینم، تا ببینم آنطور که تو میبینی. دوست دارم خواست خود را کنار بزنم تا خواست تو در من جاری باشد و بخواهم آنچه را که تو بخواهی.
خدایا! دوست دارم به سوی تو اوج بگیرم، بیشتر در معرض تو قرار بگیرم تا آن موقع که تکلّم میکنی من ظرف کلام تو باشم، و همراه کلام تو رهسپار اعماق شوم.
خدایا! دوست دارم کلمهای از کلام تو باشم و تو به وسیله من احقاق حق کنی.
خدایا! دوست دارم آنطور که تو گفتهای حجابهای عمقی را کنار بزنم تا مجرای نور تو در اعماق باشم.
خدایا! دوست دارم بدانم که برنامه تو برای آینده چیست، آن را دقیقاً درك كنم، زیباییهایش را دیده و خواص آن را دریابم، تا هم لذّت ببرم و هم جزو لشگریان تو باشم و عامل برپایی برنامه تو گردم.
سلام من نه عمری پشت شیشه چون عروسک بوده ام، نه که خفته بین پنبه ها و پولک بوده ه ام، من اگر سردار عشقم یا که پاک باخته ام، سر نوشتم رو با دستای خودم ساخته ام، قصه ها گذشته بر من تا بدونم کیستم، سر گذشتم هرچه بوده من پشیمون نیستم، گاهی سرشار از حقیقت ، گاهي مغلوب گناه، بنده اي هستم بعد از خدا بي سر پناه...