تبليغاتX
"دل های آسمونی ، چشمای بارونی" - او نیامد...

"دل های آسمونی ، چشمای بارونی"

"یاز هرا"

به راهه عشق تا سحر ماندم ژاله افشاندم او نیامد
به امیدش با نوای دل نغمه ها خواندم او نیامد

امیده دله من کجایی؟
سحر شد چرا پس نیایی؟

چرا نیایی که بی تو نالانم
آتش عشقت زد شرر به جانم

شب تابان مه رخشان تویی تو
به گلزارم گل تنها تویی تو

ز قلب بیمارم چه خواهی
به چشم بی خوابم نگاهی

****************

بار الها :
 سرزمین هایت را به آن حضرت آباد کن و بنده هایت را به آن حضرت زنده گردان...

+نوشته شده در 86/11/17ساعت21:6توسط (یاسین) | |